يوناني مي‌دانست‌؛ او مي‌توانست آن را در شهر و در صومعه بشنود و عبادات باسيلي به يوناني‌ انجام مي‌گرفت‌.1
او در زمان امپراتوري آندرونيكوس سوم (1328 ـ 1341) به قسطنطنيه سفر كرد و به‌خاطر فصاحتش در آنجا معروف شد. گمان مي‌كنم در آن زمان بود كه به‌تدريس منطق ارسطو، فلسفه‌ٴ افلاطون و ديونوسيوس اريوباغي (پنجم ـ 2) پرداخت‌. او رئيس صومعه‌ٴ منجي در قسطنطنيه شد.
او در دربار مورد توجه بود، به‌ويژه از سوي ملكه آنا2 كه مشتاق آشتي دادن كليساي يونان و روم بود. در سال 1333 مشغول مذاكرات مقدماتي با فرانچسكو دا كامِرينو و ريكوردو، فرستادگان پاپ شد و در سال 1339 به آوينيون فرستاده شد تا از سوي امپراتور با پاپ‌ بنديكتوس دوازدهم گفت‌وگو كند. هدف اين مذاكرات دوگانه بود: بررسي امكان وحدت‌ مذهبي‌؛ جلب كمك كاتوليك‌ها در برابر تركان‌. بارلام شكست خورد (اگر شكست نمي‌خورد چه‌قدر وضع دنيا فرق مي‌كرد؟ ولي شايد در هر حال خيلي دير شده بود؟) و به قسطنطنيه‌ برگشت‌. او به مبارزه‌اش بر ضد هسيكاستيان ادامه داد، تا در سال 1341 به شكستش انجاميد.
آن‌گاه به ايتاليا، يعني ناپل رفت و در آنجا با بوكاچيو ديدار كرد، از آنجا روانه‌ٴ آوينيون شد و در آنجا هم پترارك را ديد و مدتي نمونه‌خوان متون يوناني در دربار پاپ بود. در سال 1342 اسقف‌ كالابريا شد. در سال 1346 براي مأموريت تازه‌اي به قسطنطنيه فرستاده شد، ولي باز شكست‌ خورد و اين‌بار به‌وسيله‌ٴ يوآنس ششم كانتاكوزِنوس‌؛ و به‌زودي به آوينيون بازگشت‌. در سال‌1348سيمئون آتومانوس جانشين او در اسقفي كالابريا شد.
مخالفت هسيكاستيان‌. از آنجا كه بارلام در اين مبارزه سهم چشم‌گيري داشت و ظاهراً خطر اصلي را او پديدآورد، مناسب است در اينجا به معرفي اين جريان بپردازيم‌. هسيكاسم يك‌ نهضت عرفاني در كليساي ارتدكس بود و توفيق آن در اين زمان از رواج روزافزون آيين مدرسي‌ غرب ناشي مي‌شد. قهرمان اصلي هسيكاسم گريگوريوس پالاماس و مخالف اصلي آن بارلام‌


1 .ساده‌ترين راه سنجش ميزان تأثير يوناني در ايتاليا مطالعه‌ٴ مقاله كوتاه ايزابلا استون درباره‌ٴ كتاب‌خانه‌هاي صومعه‌هاي يوناني در جنوب ايتالياست‌، در J. W Thompson   (p. 330-37 ,1939) تعدادي آثار كافران‌، هم‌چنين مسيحيان‌، در اين كتاب‌خانه‌ها نگه‌داري شده بود. يوناني تا سده‌ٴ هجدهم در كالابريا به صورت‌ زباني زنده به‌كار مي‌رفت‌. مثلاً حقوق‌دان معروف جان وينچنتسو گراوينا (1664 ـ 1718)، بنيان‌گذار آكادمي آركادي (رم 1695)، پي‌يترو تراپاسي (1698 ـ 1782)، شاعر جوان را واداشت تا به كالابريا برود و يوناني را از دهان مردم بياموزد. او با نام يوناني خودش پي يترو متاستازيو از برجسته‌ترين شاعران و نمايش‌نامه‌نويسان زمان خود شد.
 ؛(Gerhard Rohlfs: Scavi Linguistici nella Magna Grecia (20 p., 1 ,map, Roma 1933 ؛ شرحي بسيار جامع درباره‌ٴ آثار زبان يوناني در جنوب ايتاليا.
2. Anna. (حدود 1306 ـ 1360) دختر آمدئوي پنجم‌، كنت دي ساويا بود. در سال 1326 با آندرونيكوس سوم ازدواج كرد و به كيش ارتدكس درآمد؛ پس از مرگ شوهرش در سال 1341 نايب‌السلطنه شد. در سياست نقش فعالي داشت‌، به‌ويژه در طرح‌هاي آشتي ميان دو كليسا.